تبليغاتX
خلوتگاه
خلوتگاه
دوباره دور هم جمع شدیم. اول جلسه سعی کردیم فراموش کنیم برای چی اومدیم تا با خیال راحت بستنی هامون رو بخوریم

تا سر صحبت باز بشه دوباره کمی سردرگم و ناامید به نظر می رسیدیم، اما به محض داغ شدن بحث اولین موضوع چیزی نیست جز روز موعود و اینکه چه روزی مناسبتره، روز ولنتاین میاد به ذهنمون که در اون خرید برای همدگیه انجام میشه.. چیزی که واضحه ضرورت وجود رسم خرید در مناسبتی که بازارچه برپا میشه چرا که در غیر اینصورت ما به اون هدف اصلی که کسب درآمد و صرف اون در امور خیریه ست، نمی رسیم.

بنابراین به دنبال همین بحث به این نتیجه می رسیم که یک ولنتاین ایرونی راه بندازیم.. من یه جا خونده بودم که در ایران باستان روزی بنام اسپندار مذگان بوده که همان روز عشق است.

این باعث میشه که بدونیم برای هفته دیگه چه کاره ایم. قرار بر این شد بعد از پیدا کردن نمادهای ایرونی روز عشق(اسپندارمذگان) هر کدوممون یک کاری رو شروع کنیم.

پس نمایشگاه شد روز ۲۹ بهمن روز اسپندار مذگان

2 نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1384ساعت 10:45  توسط خلوت گزیده  | 

خط. كادر. رنگ (گرافيك-قسمت اول)

خطوط

 

خطوط عمودی

- نشانۀ آرا جمعی ست

- خصوصیت میل به نیرومند شدن دارند

- میل به حقیقت دارند 

 

 خطوط افقی

- ضد نیروی ارتباطی هستند

- میل به ذخیره سازی دارند

- تمایل به سکوت دارند

- ضد عمل گرایی هستند

- باعث بیان نیروهای ذهنی می شوند

- باعث توسعه نیروهای ذهنی می شوند

 

خط افق

 

اگرخط افق دربالای تصویر باشه:

- احساس تنگنا و فشردگی به مخاطب میده

 

 

- حالتی جرم دار، مادی  و احساسی داره

- حالت کدر و تاریکی بوجود میاره

- فشار به مخاطب میاره و تمایل به آزادی رو تشدید می کنه

 

اگر خط افق در پایین تصویر باشه:

- احساس سبکی و رهایی به مخاطب میده

- بیانی انتزاعی پیدا می کنه

 

 

 

- موضوع بشدت پیچیده میشه

- موضوع حالت گنگی وفراری داره

- حالتی پاک و فراطبیعی و روحانی داره

- احساس یکجور رمز و راز همراهش هست

- احساس میشه یه جور پیامهای عالی در موضوع شکل گرفتند

- مخاطب در مدت کوتاهی در این تصویر احساس خستگی و کسالت می کنه

 

   

 

 

اگر خط افق تمایل به وسط کادر داشته باشه این خصوصیات رو پیدا میکنه:

- احساس تعادل

 

 

- منطقی بودن

- عامه فهم بودن

- ساده و بدون فشار

- اجتماعی

 

 

 

 

پ ن : اون كادر وسطي رو اينجا هر كاري كردم درست نشد، نه پاك ميشد نه كوتاه ميشد. شما فرض كنيد كه در اين كادر خط افق در پايين كادر قرار داره

2 نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1384ساعت 10:9  توسط خلوت گزیده  | 

بعضی آقایون یه ذره مازوخیست نیستند؟
ببینم.. شما آقایون مطمئنید بعضیاتون یخورده مازوخیست نیستید؟... به کرات دور و برم پسرایی رو دیدم اگه با یه دختری دوست بشند که خوب بچزونتشون، سر کار بزارشون، اذیتشون کنه.. بدجوری عاشقش میشند.. ولی اگه با یه دختری آشنا بشند که هیچ توقعی نداشته باشه و فقط یه رابطه عاطفی بخواد بعد از یه مدت کوتاه پس می کشند.. شما میدونید چرا؟

2 نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1384ساعت 9:56  توسط خلوت گزیده  | 

2 نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 8:35  توسط خلوت گزیده  | 

 

چند وقته به پيشنهاد يكي از بچه ها مي خوايم يه كار عام المنفعه بكنيم. امروز تو يكي از كافي شاپهاي اين شهر اولين جلسه رو گذاشتيم و صحبت كرديم كه چي كار كنيم.
4 تا آدم مفلس يا مفلص دور هم جمع شديم كه هيچ فكر يا ايده خاصي نداشتيم. خلاصه هر كدوم يه پيشنهادي داديم تا به اينجا رسيديم كه هر كي هر كاري از دستش بر مياد و بلده انجام بده و بعد از يه مدتي نمايشگاه بزنيم و كارها رو بفروشيم و پولش رو به يه خانواده واقعا نيازمند بديم.
ببينيم چي ميشه..

شما هم اگه ايده و نظر بهتري داري لطفا دريغ نكن و ما رو راهنمايي كن..

2 نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 17:37  توسط خلوت گزیده  | 

 

این چیزا رو که می بینی، وقتی بهت می گن روز زن مبارک انگار دارن بهت فحش میدن.. بابا چه روزی چه کشکی وقتی هنوز این بلاها رو دارند سر زنها می آرند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از بس دیدم که آدمای دور و برم برای بالا رفتن پا روی سر همدیگه میذارند و هیچی براشون مهم نیست خیلی سخته باور کردن وجود شخصی مثل اینی که الان ۷-۸ ماه که دیدمش و وجودش رو نمی تونم باور کنم.. ۷-۸ ماه که دورش میچرخم و هی نگاش می کنم، هی درونش رو می جورم( می جورم به زبون اصفهانیه شما بخونید می جویم) اینکه بی دریغ بدون اینکه تو رو بشناسه هر کاری از دستش بر میاد برات انجام بده، نه فقط برای تو بلکه برای همه... واقعا برام عجیبه.. کاری هم از دستم بر نمیاد که محبتش رو جبران کنم جز اینکه دعا که در کنار خانوادش یه زندگی آروم و بی دغدغه داشته باشه مثل من..

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ 

رفته بودم یه شرکت براشون یه استند طراحی کنم.. یه خورده که گذشت دیدم برای همه پرسنل یکی یه بشقاب پر از زردآلو و گیلاس و موز آوردند بعدش هم نسکافه... من از این شرکتها دوست دارم برام بخرید لطفا

2 نوشته شده در  چهارشنبه پنجم مرداد 1384ساعت 9:32  توسط خلوت گزیده  |